الشيخ رسول جعفريان

136

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

شده است . « 1 » امام با پيدايش وضعيت جديد در مردم ، اعلام كرد كه نمىتواند آنها را اصلاح كند . البته با زور و اجبار و استبداد مىتوانست بر مردم حكم براند ، اما ، امام على عليه السّلام خواهان استفاده از چنين شيوه‌اى نبود . او خود در كلام بسيار شيرينى ، اين روحيهء مردم را توصيف كرد : « اى مردم كوفه ! من شما را با مواعظ قرآن ، مورد سرزنش قرار دادم ، اما سودى نبخشيد ، با چوبدستى شما را تأديب كردم ، اما شما مستقيم نشديد ، به وسيلهء شلاق ( كه با آن حدود را اجرا مىكنند ) شما را مورد ضرب قرار دادم ، بازهم رعايت نكرديد . تنها چيزى كه مىتواند شما را اصلاح كند ، شمشير است ، اما من براى اصلاح شما خود را به فساد نمىاندازم « 2 » » . مردم عراق ، تنها با شمشير رام مىشدند . اين حقيقتى است كه تاريخ آن را تأييد مىكند ، در اين منطقه ، اگر كسى همچون على عليه السّلام و فرزندش نخواهد از زور و استبداد استفاده كند ( و به تعبير خودشان ، چيزى را كه مردم از آن كراهت دارند بر آنها تحميل نكند ) نمىتواند اميد موفقيت داشته باشد . پس از آن نيز عراق ، تنها زمانى آرام مىگرفت كه افرادى چون زياد ، پسرش عبيد الله و يا حجاج بر آن حكومت مىكردند . بدين گونه ، تنها استبداد موجب فروكش كردن تنشهاى سياسى اين منطقه بود . مختار نيز چندى با سياست ، منطقه را اداره كرد . اما او نيز به همين جهت كه نمىخواست برخورد استبدادى داشته باشد ، نتوانست كوفه را يكپارچه كند ؛ چه رسد به عراق . تعبيرات خود امير المؤمنين عليه السّلام نسبت به روحيات اين مردم ، بسيار گوياست . در يك جمله امام آنها را تشبيه به زن حامله‌اى مىكند كه پس از تحمل درد و رنج دوران حمل ، در نهايت بچه خود را سقط مىكند . « 3 » و بار ديگر آنها را به شتران بىسرپرستى تشبيه مىكند كه هرگاه از يك سو گرد هم آيند از سوى ديگر پراكنده

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 199 ( 2 ) . الارشاد ، ج 1 ، ص 281 : « و ما كنت متحرّيا صلاحكم بفساد نفسى » . ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 70